درگذشت و به مقام كنتي، كه در داستان به او داده شده، نرسيد. با اينكه قهرمان داستان متعلق به نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم است. داستان مربوط به او پيش از سدهٴ پانزدهم نوشته نشد و هيچ نسخهٴ مقدم بر سدهٴ پانزدهم از آن در دست نيست.1
6. آلمان. يادداشتهاي من درمورد آلمان بهطور شگفتانگيزي اندك است. البته اينها مربوط به دو نفر است كه هردو را ميشد حذف كرد، اولي را بدينسبب كه يهودي يا فرانسوي بوده و دومي را بهخاطر اينكه كارش پس از سال 1400 انجام گرفته است.
تيمون پسر يهودي اهل وستفالي و يهودي مسيحيشده، بود. وي در پاريس تحصيل كرد و از چهرههاي درخشان آن دانشگاه شد. بررسي
كائنات جو از سوي او طبعاً به بحث در مسائل زمينسنجي و جغرافيا منجر شد. آيا مركز ثقل زمين و عالم يكي است؟ اولي را چگونه ميفهميم؟ چگالي هريك از چهار عنصر چقدر است؟ وي در اين زمينهها و موارد مشابه نظرهايي ابراز داشت (يا بهنظر ميرسد داشته) كه ابتكاري است. بهنظر ميرسد او هم مانند اغلب متكلمان به كنجكاوي قانع بوده و سوٴالات زيادي كه حاكي از كنجكاوي و معلومات اوست بهجايي نميرسد.
هانس شيلتبرگر باواريايي از قربانيان جنگ صليبي بيهودهٴ نيكوپول بود.او كه در آن هنگام، پانزده سال داشت، بهدست تركان اسير شد و سي سال (1396 ـ 1426) در اسارت يا زيردست آنان ماند و توسط اربابانش و روح بيقرار خودش بههر سو در تركيه، ارمنستان، گرجستان، تركستان، سيبري و روسيه كشانيده شد. پس از بازگشت، سفرنامهاي نوشت شامل گزارشي از سرگذشت خودش و كشورهاي زيادي كه ديده يا دربارهشان شنيده بود. شيلتبرگر نخستين جهانگرد بزرگ آلماني بود و نخستين اروپايي غير روس كه بخشي از سيبري، يعني درههاي اُب و ايرتيش را پوييده؛ ممكن است وي شهرهاي متبرك اسلامي را ديده باشد و در اين صورت نخستين آلماني بوده است كه به اين كار توفيق يافت.
روايت او، با همهٴ كممايگي و نواقصش، چنان حقيقي و نو و چنان هيجانانگيز و رقتآور بود كه بهخوبي مورد استقبال قرار گرفت. پيش از سدهٴ شانزدهم چهار بار و در آن هم دستكم شش بار ديگر چاپ شد. در عصر جديد هم بارها چاپ شده است.
در بخش مربوط به جغرافياي ايتاليا اشارههايي درمورد كشف دوبارهٴ جغرافيا و نقشههاي بطليموس و رونق ناشي از آن شد. آغازگر آن رونق ايتالياييان بودند و ايتالياييان و آلمانيان ديگري آن را با شدت دنبال كردند. تحقيقي كه دانا ب. دوراند كرده (ايسيس ش 19، ص